دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی abolish به فارسی

برانداختن، منسوخ کردن، فسخ کردن، از میان بردن، ملغی کردن، موقوف کردن، لغو کردن

بریتانیایی: /əˈbɒl.ɪʃ/ آمریکایی: /əˈbɑː.lɪʃ/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle French aboliss-, from Latin abolēre, meaning to destroy.

فعل

سوم‌شخص مفرد
abolishes
وجه وصفی حال
abolishing
گذشته ساده
abolished
اسم مفعول
abolished

شکل‌های دیگر: abolisht obsolete

۱.

برانداختن، منسوخ کردن، فسخ کردن، از میان بردن، ملغی کردن، موقوف کردن، لغو کردن

To end a law, system, institution, custom or practice.

they abolished slavery

آنان بردگی را ملغی کردند.

مترادف‌ها: abrogate، annul، cancel، nullify، repeal، revoke، do away with

متضادها: establish، found

۲.

پایان دادن یا نابود کردن، به‌ویژه یک جسم فیزیکی؛ محو کردن

قدیمی

To put an end to or destroy, as a physical object; to wipe out.

The explosion abolished the watchtower, leaving only scattered rubble.

انفجار برج مراقبت را نابود کرد و فقط آوار پراکنده‌ای باقی گذاشت.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه abolish را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.