دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی recalcitrant به فارسی

نافرمان، سرکش، لگام‌گسیخته

بریتانیایی: /rɪˈkæl.sɪ.trənt/ آمریکایی: /rɪˈkæl.sɪ.trənt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From French récalcitrant, from Latin recalcitrare, meaning to kick back.

صفت

صفت تفضیلی
more recalcitrant
صفت عالی
most recalcitrant
۱.

نافرمان، سرکش، لگام‌گسیخته

Marked by a stubborn unwillingness to obey authority.

The recalcitrant student refused to follow the teacher's instructions.

دانش‌آموز نافرمان از پیروی کردن از دستورات معلم امتناع کرد.

مترادف‌ها: defiant، disobedient، rebellious

متضادها: compliant، obedient

۲.

بدقلق، ناسازگار

Unwilling to cooperate socially.

The recalcitrant child refused to do his homework.

کودک بدقلق از انجام تکالیفش خودداری کرد.

۳.

دشوار، سرسخت

Difficult to deal with or to operate.

The recalcitrant machine kept breaking down.

ماشین سرسخت مدام خراب می‌شد.

مترادف‌ها: stubborn، unruly، obstreperous

متضادها: amenable، cooperative

۴.

غیرقابل نگهداری طولانی، حساس به خشکی یا یخ‌زدگی

گیاه‌شناسی

Not viable for an extended period; damaged by drying or freezing.

Recalcitrant seeds cannot be stored for long.

بذرهای حساس به خشکی را نمی‌توان مدت طولانی نگهداری کرد.

متضادها: orthodox

اسم

جمع
recalcitrants
۵.

آدم سرکش، متمرد

A person who is recalcitrant.

The teacher found it difficult to manage the recalcitrant.

معلم مدیریت فرد سرکش را دشوار یافت.

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه recalcitrant را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.