دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی defiant به فارسی

نافرمان، سرپیچی‌کننده، گردنکش

بریتانیایی: /dɪˈfaɪ.ənt/ آمریکایی: /dɪˈfaɪ.ənt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

Borrowed from French défiant, from the verb défier.

صفت

صفت تفضیلی
more defiant
صفت عالی
most defiant
۱.

نافرمان، سرپیچی‌کننده، گردنکش

Boldly resisting opposition or authority.

The defiant child refused to go to bed when his parents told him to.

کودک نافرمان وقتی والدینش به او گفتند که به رختخواب برود، امتناع کرد.

مترادف‌ها: rebellious، truculent

متضادها: docile، obedient، submissive

اسم

جمع
defiants
۲.

شخص نافرمان، گردنکش

One who defies opposition.

The defiants were arrested for protesting.

نافرمانان به دلیل اعتراض دستگیر شدند.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه defiant را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.