دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی recession به فارسی

پس‌روی، عقب‌نشینی، پسرفت، فرونشینی

بریتانیایی: /rɪˈseʃ.ən/ آمریکایی: /rɪˈseʃ.ən/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Latin recessiō, from recēdō (recede, retreat).

اسم

جمع
recessions
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

پس‌روی، عقب‌نشینی، پسرفت، فرونشینی

The act or an instance of receding or withdrawing.

the recession of a glacier

پسرفت یخرود

مترادف‌ها: withdrawal

۲.

رکود اقتصادی، کسادی (به ویژه پس از دوران رونق)

اقتصاد

A period of reduced economic activity.

The country faced a recession after a long period of economic growth.

کشور پس از یک دوره طولانی رشد اقتصادی با رکود مواجه شد.

متضادها: boom

۳.

خروج دسته‌جمعی روحانیان و/یا گروه کر در پایان مراسم کلیسا

دین

The ceremonial filing out of clergy and/or choir at the end of a church service.

The recession of the clergy marked the end of the service.

خروج دسته‌جمعی روحانیان پایان مراسم را نشان داد.

مترادف‌ها: return procession

۴.

استرداد، بازگردانی

The act of ceding something back.

The government announced a recession of the controversial policy.

دولت استرداد سیاست بحث‌برانگیز را اعلام کرد.

۵.

جراحی عقب‌گذاری عضله چشم

جراحی

A procedure in which an extraocular muscle is detached from the globe of the eye and reattached posteriorly.

The surgeon performed a recession on the patient's eye muscle.

جراح عضله چشم بیمار را عقب‌گذاری کرد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه recession را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.