دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی rebut به فارسی
دفع کردن، عقب راندن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle English rebutten, from Old French reboter, rebuter, from re- + boter 'to butt'.
فعل
- سومشخص مفرد
- rebuts
- وجه وصفی حال
- rebutting
- گذشته ساده
- rebutted
- اسم مفعول
- rebutted
See refute.
دفع کردن، عقب راندن
To drive back or beat back; to repulse.
The army rebutted the enemy attack.
ارتش حمله دشمن را دفع کرد.
رد کردن، پاسخ متقابل دادن، (استدلال دیگری را) رد کردن
To deny the truth of something, especially by presenting arguments that disprove it.
The speaker rebutted the claims of his opponent.
سخنران ادعاهای حریف خود را رد کرد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه rebut را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.