دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی rebut به فارسی

دفع کردن، عقب راندن

بریتانیایی: /rɪˈbʌt/ آمریکایی: /rɪˈbʌt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle English rebutten, from Old French reboter, rebuter, from re- + boter 'to butt'.

فعل

سوم‌شخص مفرد
rebuts
وجه وصفی حال
rebutting
گذشته ساده
rebutted
اسم مفعول
rebutted

See refute.

۱.

دفع کردن، عقب راندن

گذرا

To drive back or beat back; to repulse.

The army rebutted the enemy attack.

ارتش حمله دشمن را دفع کرد.

۲.

رد کردن، پاسخ متقابل دادن، (استدلال دیگری را) رد کردن

گذرا

To deny the truth of something, especially by presenting arguments that disprove it.

The speaker rebutted the claims of his opponent.

سخنران ادعاهای حریف خود را رد کرد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه rebut را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.