دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی preliminary به فارسی

مقدماتی، آغازین، ابتدایی، اولیه

بریتانیایی: /prɪˈlɪm.ɪ.nər.i/ آمریکایی: /prɪˈlɪm.ə.ner.i/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: præliminary archaic

ریشه‌شناسی

From French préliminaire or Modern Latin praelīmināris, from prae- 'before' + līmen 'threshold'.

صفت

۱.

مقدماتی، آغازین، ابتدایی، اولیه

In preparation for the main matter; initial, introductory, preparatory.

These are just the preliminary results.

اینها فقط نتایج مقدماتی هستند.

مترادف‌ها: initial، introductory، preparatory

متضادها: definitive، final

اسم

جمع
preliminaries
۲.

گام‌های آغازین، مراحل اولیه، امور مقدماتی

A preparation for a main matter; an introduction.

The preliminaries were brief.

مقدمات کوتاه بودند.

۳.

مسابقه‌ی مقدماتی، دور مقدماتی

ورزش

Any of a series of sports events that determine the finalists.

He won his preliminary match easily.

او مسابقه‌ی مقدماتی خود را به راحتی برد.

۴.

مسابقه‌ی مقدماتی (به‌ویژه در بوکس)

ورزش

A relatively minor contest that precedes a major one, especially in boxing.

The preliminary before the main event was exciting.

مسابقه‌ی مقدماتی قبل از رویداد اصلی هیجان‌انگیز بود.

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه preliminary را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.