دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی preoccupied به فارسی
از پیش سرگرم، از قبل مشغول، کاملاً در فکر چیزی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
صفت
از پیش سرگرم، از قبل مشغول، کاملاً در فکر چیزی
Busy or engaged; lost in thought; occupied with meditations.
She was too preoccupied with her own thoughts to notice the time.
او آنقدر با افکار خود مشغول بود که متوجه زمان نشد.
قبلاً استعمال شده، پیش گرفته
Already taken or previously occupied, as a name in biological classification.
The name 'Homo sapiens' was already preoccupied, so scientists had to choose a new one.
نام 'هومو ساپینس' قبلاً استعمال شده بود، بنابراین دانشمندان مجبور شدند نام جدیدی انتخاب کنند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه preoccupied را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.