دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی palpable به فارسی

قابل لمس، ملموس، بساوش‌پذیر

بریتانیایی: /ˈpæl.pə.bəl/ آمریکایی: /ˈpæl.pə.bəl/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle French palpable, from Latin palpābilis, from palpō (to touch softly).

صفت

صفت تفضیلی
more palpable
صفت عالی
most palpable
۱.

قابل لمس، ملموس، بساوش‌پذیر

Capable of being touched, felt or handled; tangible.

a barely palpable dust

گرد و خاکی که به دشواری قابل لمس بود

مترادف‌ها: tangible، touchable

۲.

آشکار، محسوس، مشهود

Obvious or easily perceived; noticeable.

a palpable lie

دروغ آشکار

مترادف‌ها: manifest، noticeable، patent

۳.

قابل تشخیص با لمس، قابل لمس در معاینه

پزشکی

That can be detected by palpation.

an enlarged palpable spleen

طحال بزرگ شده و ملموس

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه palpable را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.