دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی palpable به فارسی
قابل لمس، ملموس، بساوشپذیر
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle French palpable, from Latin palpābilis, from palpō (to touch softly).
صفت
- صفت تفضیلی
- more palpable
- صفت عالی
- most palpable
قابل لمس، ملموس، بساوشپذیر
Capable of being touched, felt or handled; tangible.
a barely palpable dust
گرد و خاکی که به دشواری قابل لمس بود
مترادفها: tangible، touchable
آشکار، محسوس، مشهود
Obvious or easily perceived; noticeable.
a palpable lie
دروغ آشکار
قابل تشخیص با لمس، قابل لمس در معاینه
That can be detected by palpation.
an enlarged palpable spleen
طحال بزرگ شده و ملموس
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه palpable را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.