دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی inflexible به فارسی

خمش‌ناپذیر، غیرقابل انعطاف، خم‌ناپذیر

بریتانیایی: /ɪnˈflek.sə.bəl/ آمریکایی: /ɪnˈflek.sə.bəl/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle French inflexible, from Latin inflexibilis.

صفت

صفت تفضیلی
more inflexible
صفت عالی
most inflexible
۱.

خمش‌ناپذیر، غیرقابل انعطاف، خم‌ناپذیر

Not flexible; not capable of bending or being bent.

inflexible plastic

پلاستیک بی‌خمش

مترادف‌ها: stiff، rigid، firm، unyielding

۲.

استوار، نرم‌نشدنی، یکدنده

Not willing to change, e.g. one's opinion or habits.

We begged him to change his decision but he remained inflexible.

استدعا کردیم که تصمیم خود را عوض کند ولی او ثابت قدم باقی ماند.

مترادف‌ها: obstinate

۳.

تغییرناپذیر، عوض‌نشدنی، ثابت

Not able to be changed or adapted to circumstances.

an inflexible rule

قاعده‌ی تغییرناپذیر

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه inflexible را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.