دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی inflexible به فارسی
خمشناپذیر، غیرقابل انعطاف، خمناپذیر
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle French inflexible, from Latin inflexibilis.
صفت
- صفت تفضیلی
- more inflexible
- صفت عالی
- most inflexible
خمشناپذیر، غیرقابل انعطاف، خمناپذیر
Not flexible; not capable of bending or being bent.
inflexible plastic
پلاستیک بیخمش
مترادفها: stiff، rigid، firm، unyielding
استوار، نرمنشدنی، یکدنده
Not willing to change, e.g. one's opinion or habits.
We begged him to change his decision but he remained inflexible.
استدعا کردیم که تصمیم خود را عوض کند ولی او ثابت قدم باقی ماند.
مترادفها: obstinate
تغییرناپذیر، عوضنشدنی، ثابت
Not able to be changed or adapted to circumstances.
an inflexible rule
قاعدهی تغییرناپذیر
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه inflexible را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.