دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی unyielding به فارسی
نرمشناپذیر، سرسخت، مقاوم
بریتانیایی: /ʌnˈjiːl.dɪŋ/ آمریکایی: /ʌnˈjiːl.dɪŋ/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From un- + yielding.
صفت
- صفت تفضیلی
- more unyielding
- صفت عالی
- most unyielding
۱.
نرمشناپذیر، سرسخت، مقاوم
Not giving in; not bending; stubborn.
He remained unyielding in his demands.
او در خواستههایش نرمشناپذیر باقی ماند.
مترادفها: obstinate، stubborn
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه unyielding را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.