دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی inflation به فارسی
باد کردن، باد (تایر و بادکنک و غیره)، بادکردگی، آماهش
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin inflatio, from inflare, meaning to blow into.
اسم
- جمع
- inflations
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
باد کردن، باد (تایر و بادکنک و غیره)، بادکردگی، آماهش
An act, instance, or state of expansion or increase in size, especially by injection of a gas or liquid.
The inflation of the balloon took five hours.
باد کردن بادکنک پنج ساعت طول کشید.
متضادها: deflation
تورم، افزایش حجم پول و کاهش ارزش آن
An increase in the quantity of money, leading to a devaluation of existing money.
Inflation hurts salaried people more.
تورم، بیشتر به حقوق بگیرها صدمه میزند.
تورم، افزایش سطح عمومی قیمتها
An increase in the general level of prices or in the cost of living.
Due to inflation, the monthly gym fee is rising by 10% from January.
به دلیل تورم، هزینه ماهانه باشگاه از ژانویه ۱۰٪ افزایش مییابد.
کاهش ارزش پول
A decline in the value of money.
Inflation reduces purchasing power.
تورم قدرت خرید را کاهش میدهد.
افزایش بیرویه (مانند نمرات تحصیلی)
Undue expansion or increase, as of academic grades.
Grade inflation has made it harder to distinguish top students.
تورم نمره، تشخیص دانشجویان برتر را دشوارتر کرده است.
تورم کیهانی، انبساط بسیار سریع جهان بلافاصله پس از مهبانگ
An extremely rapid expansion of the universe, theorized to have occurred very shortly after the Big Bang.
The theory of cosmic inflation explains the uniformity of the universe.
نظریه تورم کیهانی یکنواختی جهان را توضیح میدهد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه inflation را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.