دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی discern به فارسی

تشخیص دادن، تمیز دادن، دیدن

بریتانیایی: /dɪˈsɜːn/ آمریکایی: /dɪˈsɝːn/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Latin discernere, from dis- + cernere.

فعل

سوم‌شخص مفرد
discerns
وجه وصفی حال
discerning
گذشته ساده
discerned
اسم مفعول
discerned
۱.

تشخیص دادن، تمیز دادن، دیدن

گذرا

To detect with the senses, especially with the eyes.

In the darkness, I could only discern shadows.

در تاریکی فقط سایه‌ها را تشخیص می‌دادم.

مترادف‌ها: behold، see

۲.

پی‌بردن، فهمیدن

گذرا

To perceive, recognize, or comprehend with the mind.

I soon discerned her true intention.

بزودی به نیت واقعی او پی بردم.

مترادف‌ها: ken، spy

۳.

تمیز دادن، تشخیص دادن

گذرا

To distinguish something as being different from something else; to differentiate or discriminate.

He was too young to discern right from wrong.

درست را از نادرست تمیز دادن

مترادف‌ها: discriminate، distinguish

۴.

تفاوت را تشخیص دادن

ناگذرا

To perceive differences.

She could discern between the two shades of blue.

او می‌توانست بین دو طیف آبی تفاوت را تشخیص دهد.

اصطلاح‌ها و عبارت‌ها

discernible

۵.

تمیز دادنی، تمیزپذیر، قابل تشخیص

Able to be discerned, perceptible, or distinguishable.

There was no discernible difference between the two samples.

هیچ تفاوت قابل تشخیصی بین دو نمونه وجود نداشت.

عبارت‌های مرتبط

discernible
تمیز دادنی، تمیزپذیر، قابل تشخیص

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه discern را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.