دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی discern به فارسی
تشخیص دادن، تمیز دادن، دیدن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin discernere, from dis- + cernere.
فعل
- سومشخص مفرد
- discerns
- وجه وصفی حال
- discerning
- گذشته ساده
- discerned
- اسم مفعول
- discerned
تشخیص دادن، تمیز دادن، دیدن
To detect with the senses, especially with the eyes.
In the darkness, I could only discern shadows.
در تاریکی فقط سایهها را تشخیص میدادم.
مترادفها: behold، see
پیبردن، فهمیدن
To perceive, recognize, or comprehend with the mind.
I soon discerned her true intention.
بزودی به نیت واقعی او پی بردم.
مترادفها: ken، spy
تمیز دادن، تشخیص دادن
To distinguish something as being different from something else; to differentiate or discriminate.
He was too young to discern right from wrong.
درست را از نادرست تمیز دادن
مترادفها: discriminate، distinguish
تفاوت را تشخیص دادن
To perceive differences.
She could discern between the two shades of blue.
او میتوانست بین دو طیف آبی تفاوت را تشخیص دهد.
اصطلاحها و عبارتها
discernible
تمیز دادنی، تمیزپذیر، قابل تشخیص
Able to be discerned, perceptible, or distinguishable.
There was no discernible difference between the two samples.
هیچ تفاوت قابل تشخیصی بین دو نمونه وجود نداشت.
عبارتهای مرتبط
- discernible
- تمیز دادنی، تمیزپذیر، قابل تشخیص
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه discern را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.