دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی disburse به فارسی
پرداختن، خرج کردن، (بودجه) تخصیص دادن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Old French desbourser, from dis- + burse (purse).
فعل
- سومشخص مفرد
- disburses
- وجه وصفی حال
- disbursing
- گذشته ساده
- disbursed
- اسم مفعول
- disbursed
Do not confuse with disperse.
پرداختن، خرج کردن، (بودجه) تخصیص دادن
To pay out, expend; usually from a public fund or treasury.
The government has disbursed over one hundred million dollars for road construction.
دولت بیش از صد میلیون دلار صرف راهسازی کرده است.
مترادفها: shell out، cough up، fork out
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه disburse را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.