دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی destructive به فارسی
ویرانگر، مخرب، نابودکننده
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle French destructif, from Latin destructivus.
صفت
- صفت تفضیلی
- more destructive
- صفت عالی
- most destructive
ویرانگر، مخرب، نابودکننده
Causing destruction; damaging.
The destructive force of an atomic bomb is immense.
نیروی مخرب یک بمب اتمی عظیم است.
مترادفها: calamitous، catastrophic، devastating، disastrous، harmful، pernicious، ruinous
متضادها: constructive، nondestructive، productive
کاهنده، تجزیهکننده
Causing breakdown or disassembly.
Catabolism is a destructive metabolism that breaks down molecules.
کاتابولیسم یک متابولیسم تجزیهکننده است که مولکولها را میشکند.
با اتلاف، غیرقابل بازگشت
Lossy; causing irreversible change.
Blurring an image is a destructive operation.
محو کردن تصویر یک عملیات غیرقابل بازگشت است.
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه destructive را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.