دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی constructive به فارسی
مربوط به ساختن یا ساختار
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle French constructif, from Latin constructivus.
صفت
- صفت تفضیلی
- more constructive
- صفت عالی
- most constructive
مربوط به ساختن یا ساختار
Relating to or causing construction.
The engineer provided a constructive plan for the new bridge.
مهندس یک طرح ساختاری برای پل جدید ارائه داد.
متضادها: destructive
سازنده، مفید، رهگشا
Carefully considered and meant to be helpful.
constructive criticism
انتقاد سازنده
مترادفها: productive، helpful، useful
تفسیری، تفسیر شده (از طریق تعبیر قوانین مربوطه)
Deemed to exist or occur by legal interpretation, even if not formally established.
constructive fraud
کلاهبرداری تفسیری (عملی که برطبق تعبیر قانون شیادی محسوب میشود)
ضمنی، غیرمستقیم
Not direct or expressed, but inferred.
His constructive admission was clear from his silence.
اقرار ضمنی او از سکوتش آشکار بود.
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه constructive را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.