دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی descriptive به فارسی

توصیفی، وصفی، بازنمودین

بریتانیایی: /dɪˈskrɪp.tɪv/ آمریکایی: /dɪˈskrɪp.tɪv/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Latin dēscriptīvus, meaning containing a full description.

صفت

صفت تفضیلی
more descriptive
صفت عالی
most descriptive
۱.

توصیفی، وصفی، بازنمودین

Of, relating to, or providing a description.

The book provides a descriptive account of the city's history.

کتاب یک شرح توصیفی از تاریخ شهر ارائه می‌دهد.

۲.

صفت توصیفی (مانند big در a big tree)

دستور زبان

Of an adjective, stating an attribute of the associated noun.

In the phrase 'a beautiful garden', 'beautiful' is a descriptive adjective.

در عبارت 'a beautiful garden'، 'beautiful' یک صفت توصیفی است.

۳.

توصیفی (در زبان‌شناسی)

زبان‌شناسی

Describing the structure, grammar, vocabulary and actual use of a language.

Descriptive linguistics studies how language is actually used.

زبان‌شناسی توصیفی نحوه‌ی استفاده‌ی واقعی از زبان را مطالعه می‌کند.

۴.

توصیفی (در مقابل هنجاری یا تجویزی)

علمفلسفه

Describing and seeking to classify, as opposed to normative or prescriptive.

Descriptive ethics describes moral beliefs without judging them.

اخلاق توصیفی باورهای اخلاقی را بدون قضاوت توصیف می‌کند.

متضادها: prescriptive، normative

اسم

جمع
descriptives
۵.

صفت توصیفی، واژه‌ی وصفی

دستور زبان

An adjective or other descriptive word.

In the sentence, 'red' is a descriptive.

در جمله، 'red' یک صفت توصیفی است.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه descriptive را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.