دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی desensitize به فارسی

حساسیت‌زدایی کردن، از میزان حساسیت کاستن، بی‌احساس کردن

بریتانیایی: /ˌdiːˈsen.sɪ.taɪz/ آمریکایی: /ˌdiːˈsen.sə.taɪz/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: desensitise UK

ریشه‌شناسی

From de- + sensitize.

فعل

سوم‌شخص مفرد
desensitizes
وجه وصفی حال
desensitizing
گذشته ساده
desensitized
اسم مفعول
desensitized
۱.

حساسیت‌زدایی کردن، از میزان حساسیت کاستن، بی‌احساس کردن

گذرا

To cause to become less sensitive or insensitive.

Working in an operating room desensitized me to the sight of blood.

کار در اتاق عمل مرا نسبت به دیدن خون بی‌احساس کرد.

۲.

از حساسیت فیلم کاستن، نسبت به نور کمتر حساس کردن

گذراعکاسی

To make (photographic film) less sensitive to light.

The photographer used a special solution to desensitize the film before developing it.

عکاس از یک محلول خاص برای کاستن از حساسیت فیلم قبل از ظهور آن استفاده کرد.

۳.

حساسیت را از بین بردن، آلرژی‌زدایی کردن

گذراپزشکی

To reduce or eliminate an allergic sensitivity to something.

The doctor recommended a treatment to desensitize her to pollen.

پزشک یک درمان برای از بین بردن حساسیت او نسبت به گرده توصیه کرد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه desensitize را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.