دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی derogatory به فارسی
تحقیرکننده، خوارکننده، موهن، بیآبروکننده
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Late Latin derogatorius, from Latin derogare; corresponding to derogate + -ory.
صفت
- صفت تفضیلی
- more derogatory
- صفت عالی
- most derogatory
تحقیرکننده، خوارکننده، موهن، بیآبروکننده
Disparaging; expressing a low opinion of someone or something.
He made derogatory remarks about you.
او دربارهی شما حرفهای توهینآمیزی زد.
مترادفها: pejorative، disapproving
متضادها: honorific، laudatory
مربوط به شرطی در وصیتنامه که در صورت اعتراض به وصیت، ارث را سلب میکند
Being or pertaining to a derogatory clause in a testament.
The will contained a derogatory clause.
وصیتنامه شامل یک شرط سلبکننده ارث بود.
اسم
- جمع
- derogatories
خط اعتباری منفی در گزارش اعتباری
A tradeline on a credit report that indicates negative credit history.
The derogatory lowered his credit score.
مورد اعتباری منفی امتیاز اعتباری او را کاهش داد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه derogatory را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.