دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی prescriptive به فارسی

تجویزی، رواداشتی

بریتانیایی: /prɪˈskrɪp.tɪv/ آمریکایی: /prɪˈskrɪp.tɪv/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: præscriptive archaic؛ praescriptive archaic

ریشه‌شناسی

From Latin praescriptivus, from praescribere.

صفت

صفت تفضیلی
more prescriptive
صفت عالی
most prescriptive
۱.

تجویزی، رواداشتی

Of or pertaining to prescribing or enjoining, especially an action or behavior based on a norm or standard.

The doctor gave her prescriptive advice on how to manage her diet.

پزشک به او توصیه‌های تجویزی درباره چگونگی مدیریت رژیم غذایی‌اش داد.

مترادف‌ها: normative

متضادها: descriptive، proscriptive، nonprescriptive

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه prescriptive را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.