دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی deduce به فارسی
استنتاج کردن، نتیجهگیری کردن، پیامدیابی کردن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: diduce obsolete
For sense 1, deduction is a logical process; e.g., from premises to conclusion.
ریشهشناسی
From Latin deducere, meaning to lead or bring out.
فعل
- سومشخص مفرد
- deduces
- وجه وصفی حال
- deducing
- گذشته ساده
- deduced
- اسم مفعول
- deduced
استنتاج کردن، نتیجهگیری کردن، پیامدیابی کردن
To reach a conclusion by applying rules of logic or reasoning to given premises or known facts.
The facts made me deduce that he wouldn't come.
براساس شواهد موجود به این نتیجه رسیدم که او نخواهد آمد.
متضادها: induce
بررسی یا ثبت کردن بهترتیب
To examine, explain, or record something in an orderly manner.
The librarian deduced the books by author.
کتابدار کتابها را بر اساس نویسنده مرتب کرد.
بهدست آوردن از منبعی، استخراج کردن
To obtain something from some source; to derive.
From the ancient manuscripts, he deduced a new principle.
او از نسخههای باستانی یک اصل جدید نتیجه گرفت.
ناشی شدن از، برگرفته شدن از
To be derived or obtained from some source.
The custom deduces from ancient traditions.
این رسم از سنتهای باستانی ناشی میشود.
کسر کردن، کم کردن
To take away something; to deduct or subtract.
The clerk deduced a portion from the total.
خدمتکار از کل بخشی کسر کرد.
بیرون آوردن، هدایت کردن به بیرون
To lead something forth.
The general deduced his troops from the city, marching them forth at dawn.
ژنرال نیروهای خود را از شهر بیرون آورد و آنان را سپیدهدم به میدان فرستاد.
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه deduce را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.