دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی conclude به فارسی

پایان یافتن، خاتمه یافتن

بریتانیایی: /kənˈkluːd/ آمریکایی: /kənˈkluːd/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle English concluden, from Latin concludere (to shut up, close, end).

فعل

سوم‌شخص مفرد
concludes
وجه وصفی حال
concluding
گذشته ساده
concluded
اسم مفعول
concluded
۱.

پایان یافتن، خاتمه یافتن

ناگذرا

To end; to come to an end.

The story concluded with a moral.

داستان با یک پند اخلاقی پایان یافت.

۲.

پایان دادن، تمام کردن، ختم کردن

گذرا

To bring to an end; to close; to finish.

He concluded his essay with a poem by Sa'di.

او مقاله‌ی خود را با شعری از سعدی خاتمه داد.

۳.

به نتیجه رساندن، منعقد کردن

گذرا

To bring about as a result; to effect; to make.

They concluded a new agreement with Iran.

آنها با ایران قرارداد جدیدی بستند.

۴.

نتیجه‌گیری کردن، استنتاج کردن، به این نتیجه رسیدن

گذرا

To come to a conclusion, to a final decision.

From the evidence, I conclude that this man was murdered.

از روی شواهد به این نتیجه می‌رسم که این مرد به قتل رسیده است.

۵.

حکم کردن، تصمیم نهایی گرفتن

منسوخ

To make a final determination or judgment concerning; to judge; to decide.

The magistrate concluded the matter after hearing both sides.

قاضی پس از شنیدن هر دو طرف، موضوع را حکم نهایی کرد.

۶.

محدود کردن، منع کردن، سد کردن

حقوق

To shut off; to restrain; to limit; to estop; to bar.

The defendant is concluded by his own plea.

متهم با اقرار خود محدود می‌شود.

۷.

محصور کردن، دربستن

منسوخ

To shut up; to enclose.

The monastery courtyard was concluded by a high wall, shutting off the view.

صحنه‌ی صومعه با دیوار بلندی محصور شد و دید را بست.

۸.

دربرگرفتن، شامل شدن

منسوخ

To include; to comprehend; to shut up together; to embrace; to confine.

The charter concluded the provinces under one sovereign.

این منشور تمام استان‌ها را زیر حاکم واحد در بر گرفت.

۹.

استنتاج کردن، نتیجه گرفتن

منطق

To deduce, to infer (develop a causal relation).

From the premises, we conclude that the argument is valid.

از مقدمات نتیجه می‌گیریم که استدلال معتبر است.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه conclude را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.