دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی arise به فارسی

بالا رفتن، از جای پایین‌تری برخاستن

بریتانیایی: /əˈraɪz/ آمریکایی: /əˈraɪz/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: arize obsolete

ریشه‌شناسی

From Middle English arisen, from Old English ārīsan, of Germanic origin; equivalent to a- + rise.

فعل

سوم‌شخص مفرد
arises
وجه وصفی حال
arising
گذشته ساده
arose
اسم مفعول
arisen
۱.

بالا رفتن، از جای پایین‌تری برخاستن

ناگذرا

To come up from a lower to a higher position.

He arose from a kneeling posture.

او از حالت زانو زدن برخاست.

مترادف‌ها: rise، spring، stand up

۲.

برخاستن از بستر یا محل استراحت، بلند شدن

ناگذرا

To come up from one's bed or place of repose; to get up.

this morning I arose at five

امروز بامداد، ساعت پنج برخاستم.

مترادف‌ها: get up، awaken

۳.

به وجود آمدن، پدیدار شدن، ناشی شدن

ناگذرا

To spring up; to come into action, being, or notice; to become operative, sensible, or visible; to begin to act a part; to present itself.

a new problem has arisen

مسئله‌ی تازه‌ای به وجود آمده است.

مترادف‌ها: appear، emerge، originate، occur

اسم

جمع
arises
شمارش‌پذیری
countable
۴.

برخاستن، قیام

منسوخ

The act of arising; rising.

The arising of a new order in the realm stirred the council.

برخاستنِ نظمِ نو در قلمرو شورا را برانگیخت.

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه arise را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.