دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی arise به فارسی
بالا رفتن، از جای پایینتری برخاستن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: arize obsolete
ریشهشناسی
From Middle English arisen, from Old English ārīsan, of Germanic origin; equivalent to a- + rise.
فعل
- سومشخص مفرد
- arises
- وجه وصفی حال
- arising
- گذشته ساده
- arose
- اسم مفعول
- arisen
بالا رفتن، از جای پایینتری برخاستن
To come up from a lower to a higher position.
He arose from a kneeling posture.
او از حالت زانو زدن برخاست.
مترادفها: rise، spring، stand up
برخاستن از بستر یا محل استراحت، بلند شدن
To come up from one's bed or place of repose; to get up.
this morning I arose at five
امروز بامداد، ساعت پنج برخاستم.
مترادفها: get up، awaken
به وجود آمدن، پدیدار شدن، ناشی شدن
To spring up; to come into action, being, or notice; to become operative, sensible, or visible; to begin to act a part; to present itself.
a new problem has arisen
مسئلهی تازهای به وجود آمده است.
اسم
- جمع
- arises
- شمارشپذیری
- countable
برخاستن، قیام
The act of arising; rising.
The arising of a new order in the realm stirred the council.
برخاستنِ نظمِ نو در قلمرو شورا را برانگیخت.
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه arise را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.