دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی aristocracy به فارسی
طبقهی اشراف، نجیبزادگان، اعیان، نجبا
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle French aristocratie, from Medieval Latin aristocratia, from Ancient Greek ἀριστοκρατίᾱ (aristokratíā, 'rule of the best').
اسم
- جمع
- aristocracies
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
طبقهی اشراف، نجیبزادگان، اعیان، نجبا
The nobility, or the hereditary ruling class.
The aristocracy lived in grand castles and influenced politics.
طبقهی اشراف در قلعههای باشکوه زندگی میکردند و بر سیاست تأثیر میگذاشتند.
حکومت اقلیت اشرافی که ثروت و مقام موروثی دارند، یا کشوری که تحت چنین حکومتی است.
Government by such a class, or a state with such a government.
The country was ruled by an aristocracy that inherited its wealth and power.
کشور تحت حکومت اشراف سالاری بود که ثروت و قدرت خود را به ارث برده بودند.
نخبگان، بهسالاران، بهزادان، زبدگان
A class of people considered (not normally universally) superior to others.
They are considered the aristocracy of talent.
آنها به عنوان نخبگان استعداد در نظر گرفته میشوند.
اصطلاحها و عبارتها
landed aristocracy
طبقهی اشراف زمیندار
The class of nobles who own large amounts of land.
The landed aristocracy held most of the political power in the 18th century.
اشراف زمیندار در قرن هجدهم بیشتر قدرت سیاسی را در دست داشتند.
عبارتهای مرتبط
- landed aristocracy
- طبقهی اشراف زمیندار
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه aristocracy را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.