دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی emerge به فارسی

پدیدار شدن، نمایان شدن، به چشم خوردن

بریتانیایی: /ɪˈmɜːdʒ/ آمریکایی: /ɪˈmɝːdʒ/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle French emerger, from Latin emergere, meaning to rise up or out.

فعل

سوم‌شخص مفرد
emerges
وجه وصفی حال
emerging
گذشته ساده
emerged
اسم مفعول
emerged
۱.

پدیدار شدن، نمایان شدن، به چشم خوردن

ناگذرا

To come into view.

The road emerging from the park.

راهی که از میان پارک به چشم می‌خورد.

مترادف‌ها: come forth، appear

۲.

بیرون آمدن، سر برآوردن

ناگذراcopulative

To come out of a situation, object, or a liquid.

He emerged unscathed from the accident.

او از تصادف سالم بیرون آمد.

۳.

آشکار شدن، فاش شدن

ناگذرا

To become known.

Gradually the truth emerged.

به تدریج حقیقت آشکار شد.

مترادف‌ها: come to light، transpire

اسم

۴.

املای جایگزین emerg

Alternative spelling of emerg.

The term is rarely used.

این اصطلاح به ندرت استفاده می‌شود.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه emerge را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.