دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی emerge به فارسی
پدیدار شدن، نمایان شدن، به چشم خوردن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle French emerger, from Latin emergere, meaning to rise up or out.
فعل
- سومشخص مفرد
- emerges
- وجه وصفی حال
- emerging
- گذشته ساده
- emerged
- اسم مفعول
- emerged
پدیدار شدن، نمایان شدن، به چشم خوردن
To come into view.
The road emerging from the park.
راهی که از میان پارک به چشم میخورد.
مترادفها: come forth، appear
بیرون آمدن، سر برآوردن
To come out of a situation, object, or a liquid.
He emerged unscathed from the accident.
او از تصادف سالم بیرون آمد.
آشکار شدن، فاش شدن
To become known.
Gradually the truth emerged.
به تدریج حقیقت آشکار شد.
مترادفها: come to light، transpire
اسم
املای جایگزین emerg
Alternative spelling of emerg.
The term is rarely used.
این اصطلاح به ندرت استفاده میشود.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه emerge را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.