دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی argue به فارسی
نشاندادن، دلالت داشتن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle English arguen, from Old French arguer, from Latin arguere.
فعل
- سومشخص مفرد
- argues
- وجه وصفی حال
- arguing
- گذشته ساده
- argued
- اسم مفعول
- argued
نشاندادن، دلالت داشتن
To show grounds for concluding (that); to indicate, imply.
His behavior argued a high level of education.
رفتارش نمایشگر تحصیلات عالیهی او بود.
بحث کردن، استدلال کردن، مجادله کردن
To debate, disagree, or discuss opposing or differing viewpoints; to controvert; to wrangle.
He argued in favor of the bill.
او در دفاع از لایحه به بحث پرداخت.
مشاجره کردن، جر و بحث کردن، بگومگو کردن
To have an argument; to quarrel.
He argued with the taxi driver over the fare.
سر کرایه با رانندهی تاکسی بگومگو کرد.
دلیل آوردن، استدلال کردن، به بحث گذاشتن
To present (a viewpoint or an argument therefor).
He argued his point.
او نکته خود را به بحث گذاشت.
اثبات کردن، ثابت کردن
To prove.
The witness's testimony argues the defendant's innocence beyond doubt.
گواهی شاهد بیگناهی متهم را فراتر از تردید ثابت میکند.
متهم کردن
To accuse.
They argued him of treason before the court.
آنها او را به خیانت متهم کردند در برابر دادگاه.
اصطلاحها و عبارتها
to argue out
(انگلیس) جزئیات را مورد بحث قرار دادن (بهمنظور تصمیمگیری)
To discuss all details of something thoroughly in order to reach a decision.
Our proposals were argued out in the course of several meetings.
پیشنهادهای ما طی جلسات متعدد جز به جز مورد بحث قرار گرفت.
عبارتهای مرتبط
- to argue out
- (انگلیس) جزئیات را مورد بحث قرار دادن (بهمنظور تصمیمگیری)
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه argue را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.