دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی originate به فارسی

به وجود آوردن، خلق کردن، ابداع کردن

بریتانیایی: /əˈrɪdʒ.ən.eɪt/ آمریکایی: /əˈrɪdʒ.ən.eɪt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

مدخل ۱

ریشه‌شناسی

From Medieval Latin originatus, from originare, from origo.

فعل

سوم‌شخص مفرد
originates
وجه وصفی حال
originating
گذشته ساده
originated
اسم مفعول
originated
۱.

به وجود آوردن، خلق کردن، ابداع کردن

گذرا

To cause to be; to bring into existence; to produce or initiate.

He has originated this style of writing.

او این سبک نگارش را ابداع کرده است.

مترادف‌ها: begin، initiate

متضادها: terminate، end

۲.

سرچشمه گرفتن، آغاز شدن، ریشه گرفتن

ناگذرا

To come into existence; to have origin or beginning; to spring or be derived.

This tradition has originated from Kashan.

این سنت از کاشان سرچشمه گرفته است.

مترادف‌ها: spring to life، take shape

مدخل ۲

ریشه‌شناسی

From Medieval Latin originatus, from originare, from origo.

صفت

۳.

مبتنی بر، نشأت‌گرفته از

منسوخنادر

Founded on, having its origin in something.

The originate tradition in this region is rooted in age-old rites.

این originate سنت در این ناحیه در ریشه در آیین‌های کهنه دارد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه originate را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.