دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی unwelcome به فارسی
ناخوشایند، ناخواسته، نامطلوب
بریتانیایی: /ʌnˈwel.kəm/ آمریکایی: /ʌnˈwel.kəm/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle English unwelcome, equivalent to un- + welcome.
صفت
- صفت تفضیلی
- more unwelcome
- صفت عالی
- most unwelcome
۱.
ناخوشایند، ناخواسته، نامطلوب
Not welcome.
The news was unwelcome.
خبر ناخوشایند بود.
متضادها: welcome
فعل
- سومشخص مفرد
- unwelcomes
- وجه وصفی حال
- unwelcoming
- گذشته ساده
- unwelcomed
- اسم مفعول
- unwelcomed
۲.
ناخوشایند پذیرفتن، با ناخوشایندی پذیرفتن
گذرانادر
To treat as unwelcome.
They unwelcomed the stranger.
آنها غریبه را ناخوشایند پذیرفتند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه unwelcome را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.