دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی upgrade به فارسی
سربالا، سربالایی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From up- + grade.
اسم
- جمع
- upgrades
سربالا، سربالایی
An upward grade or slope.
The train struggled on the upgrade.
قطار در سربالایی به سختی حرکت میکرد.
متضادها: downgrade
واژههای عامتر: grade، gradient، slope
ارتقا، بهبود، نسخهی بهتر
An improved component or replacement item, usually applied to technology.
With my phone company, I get a free upgrade every twelve months.
با شرکت تلفنم، هر دوازده ماه یک بار ارتقای رایگان دریافت میکنم.
متضادها: downgrade
واژههای مرتبط: option
بهبود، پیشرفت
An improvement.
Their divorce and remarriage amounted to an upgrade.
طلاق و ازدواج مجدد آنها به منزلهی یک بهبود بود.
متضادها: downgrade، step back
فعل
- سومشخص مفرد
- upgrades
- وجه وصفی حال
- upgrading
- گذشته ساده
- upgraded
- اسم مفعول
- upgraded
ارتقا دادن، بهبود بخشیدن
To improve, usually applied to technology, generally by complete replacement of one or more components.
When you upgrade your standard of living, you become addicted to that standard.
وقتی سطح زندگی خود را ارتقا میدهی، به آن سطح معتاد میشوی.
متضادها: downgrade
با چیز بهتری جایگزین کردن
To replace with something better.
I had to upgrade my anti-virus software.
مجبور شدم نرمافزار ضدویروس خود را ارتقا دهم.
متضادها: downgrade
بهتر کردن، ارتقا دادن (تجهیزات یا خدمات)
To improve the equipment or furnishings of or services rendered to.
They upgraded him to the latest model.
او را به مدل جدیدتر ارتقا دادند.
متضادها: downgrade
بهبود یافتن، ترفیع یافتن
To improve in condition or status.
She upgraded to a better job.
او به شغل بهتری دست یافت.
متضادها: downgrade
ارتقا دادن (نرمافزار)
To replace a program with a later version of itself.
She upgraded from Windows 10 to Windows 11.
او از ویندوز ۱۰ به ویندوز ۱۱ ارتقا داد.
قید
به سمت سربالایی
Up a slope or grade.
The car moved upgrade slowly.
ماشین به آرامی به سمت سربالایی حرکت کرد.
اصطلاحها و عبارتها
on the upgrade
روبه رونق، روبه بهبود، روبه خوبی
Improving or becoming more successful.
The economy is on the upgrade this quarter.
اقتصاد در این سهماهه رو به بهبود است.
عبارتهای مرتبط
- on the upgrade
- روبه رونق، روبه بهبود، روبه خوبی
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه upgrade را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.