دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی uncertainty به فارسی
شک، تردید، دودلی، سرگشتگی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: uncertainity chiefly India
ریشهشناسی
From Middle English uncerteynte; equivalent to un- + certainty or uncertain + -ty.
اسم
- جمع
- uncertainties
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
شک، تردید، دودلی، سرگشتگی
Doubt; the condition of being uncertain or without conviction.
There is a lot of uncertainty about the future of the project.
تردید زیادی درباره آینده پروژه وجود دارد.
مترادفها: uncertainness
متضادها: certainty
هر چیز نامعلوم یا غیر محقق
Something uncertain or ambiguous.
The uncertainty of the weather makes it hard to plan a picnic.
نامعلومی هوا برنامهریزی برای پیکنیک را سخت میکند.
عدم قطعیت، پارامتری که پراکندگی دامنه مقادیر اندازهگیریشده را میسنجد
A parameter that measures the dispersion of a range of measured values.
The measurement has an uncertainty of 0.1 units.
اندازهگیری دارای عدم قطعیت ۰٫۱ واحد است.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه uncertainty را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.