دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی unbridgeable به فارسی
غیرقابل پلزنی، غیرقابل عبور
بریتانیایی: /ʌnˈbrɪdʒ.ə.bəl/ آمریکایی: /ʌnˈbrɪdʒ.ə.bəl/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: unbridgable
ریشهشناسی
From un- + bridge + -able.
صفت
- صفت تفضیلی
- more unbridgeable
- صفت عالی
- most unbridgeable
۱.
غیرقابل پلزنی، غیرقابل عبور
Unable to be bridged or crossed; impossible to span.
The gap between them seemed unbridgeable.
شکاف بین آنها غیرقابل پلزنی به نظر میرسید.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه unbridgeable را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.