دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی certainty به فارسی
اطمینان، قطعیت، یقین
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: certainity chiefly India
ریشهشناسی
From Middle English certeynte, from Anglo-Norman certeinte, from Old French certeinete, from Vulgar Latin *certānitās, from Latin certus.
اسم
- جمع
- certainties
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
اطمینان، قطعیت، یقین
The state of being certain.
Certain things can never be known with certainty.
برخی چیزها را هرگز نمیتوان به تحقیق دانست.
مترادفها: certitude، sureness
متضادها: doubt، uncertainty
چیز مسلم و محقق
An instance of being certain.
The result of the elections is a certainty.
نتیجهی انتخابات مسلم است.
حقیقت مسلم، امر قطعی
A fact or truth unquestionably established.
It is a certainty that the sun rises in the east.
این یک حقیقت مسلم است که خورشید از شرق طلوع میکند.
اصطلاحها و عبارتها
of a certainty
بدون شک، محققا، حتما
Without doubt; certainly.
Of a certainty, he will arrive on time.
بدون شک، او به موقع خواهد رسید.
عبارتهای مرتبط
- of a certainty
- بدون شک، محققا، حتما
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه certainty را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.