دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی unambiguous به فارسی

روشن و بدون ابهام، بی‌ابهام

بریتانیایی: /ˌʌn.æmˈbɪɡ.ju.əs/ آمریکایی: /ˌʌn.æmˈbɪɡ.ju.əs/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From un- + ambiguous.

صفت

صفت تفضیلی
more unambiguous
صفت عالی
most unambiguous
۱.

روشن و بدون ابهام، بی‌ابهام

Clear and having no uncertainty or ambiguity.

The instructions were unambiguous.

دستورالعمل‌ها بدون ابهام بودند.

مترادف‌ها: explicit، unequivocal

متضادها: ambiguous، equivocal، vague

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه unambiguous را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.