دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی ambiguous به فارسی
مبهم، دوپهلو، چندپهلو، دارای دو یا چند معنی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin ambiguus, meaning moving from side to side, of doubtful nature.
صفت
- صفت تفضیلی
- more ambiguous
- صفت عالی
- most ambiguous
مبهم، دوپهلو، چندپهلو، دارای دو یا چند معنی
Open to multiple interpretations.
The diplomat's ambiguous remarks caused confusion.
سخنان دوپهلوی دیپلمات باعث سردرگمی شد.
مترادفها: equivocal، unclear
متضادها: unambiguous، clear
مردد، نامطمئن، بیطرف (در مورد شخص)
Hesitant, uncertain, not taking sides (of a person).
The ambiguous noble would not commit to either faction, letting the argument drag on.
شریفِ نامطمئن به هیچیک از جناحها تعهد نمیکرد و اجازه میداد بحث بینتیجه ادامه یابد.
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه ambiguous را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.