دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی unalloyed به فارسی
خالص، بدون آلیاژ، ناخالصی نداشتن (فلز)
بریتانیایی: /ˌʌn.əˈlɔɪd/ آمریکایی: /ˌʌn.əˈlɔɪd/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From un- + alloyed.
صفت
- صفت تفضیلی
- more unalloyed
- صفت عالی
- most unalloyed
۱.
خالص، بدون آلیاژ، ناخالصی نداشتن (فلز)
متالورژی
Not alloyed; pure, as a metal.
The ring is made of unalloyed gold.
انگشتر از طلای خالص ساخته شده است.
۲.
ناب، بیآلایش، کامل و بدون قید و شرط
Complete and unreserved; pure; unadulterated.
She felt unalloyed happiness.
او شادی نابی را احساس کرد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه unalloyed را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.