دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی unanimous به فارسی
به اتفاق آرا، همرأی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin ūnanimus, from ūnus 'one' + animus 'mind'.
صفت
به اتفاق آرا، همرأی
Based on unanimity, assent or agreement.
The debate went on for hours, but in the end the decision was unanimous.
بحث ساعتها ادامه یافت، اما در نهایت تصمیم به اتفاق آرا گرفته شد.
متفقالقول، همداستان، همرأی، همعقیده، یکدل و یکزبان
Sharing the same views or opinions, and being in harmony or accord.
We were unanimous: the President had to go.
همه متفقالقول بودیم که رئیسجمهور باید برود.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه unanimous را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.