دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی verbose به فارسی

دارای اطناب، طولانی، مطول، پرگویانه، درازگویانه

بریتانیایی: /vɜːˈbəʊs/ آمریکایی: /vɚˈboʊs/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Latin verbōsus, from verbum (word).

صفت

صفت تفضیلی
more verbose
صفت عالی
most verbose
۱.

دارای اطناب، طولانی، مطول، پرگویانه، درازگویانه

Containing or using more words than necessary; long-winded, wordy.

The professor's lecture was so verbose that many students lost interest.

سخنرانی استاد آنقدر دارای اطناب بود که بسیاری از دانشجویان علاقه خود را از دست دادند.

مترادف‌ها: wordy، long-winded

متضادها: concise، succinct

۲.

پرگفتار، با جزئیات زیاد (در رایانه)

رایانه

Producing detailed output for diagnostic purposes.

Run the program in verbose mode to see all errors.

برنامه را در حالت پرگفتار اجرا کن تا همه خطاها را ببینی.

اصطلاح‌ها و عبارت‌ها

verbosity

۳.

اطناب، پرگویی، درازگویی، لفاظی

The quality of using more words than needed; wordiness.

His verbosity made the lecture hard to follow.

پرگویی او باعث شد دنبال کردن سخنرانی دشوار شود.

عبارت‌های مرتبط

verbosity
اطناب، پرگویی، درازگویی، لفاظی

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه verbose را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.