دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی resemblance به فارسی
شباهت، همانندی، همسانی، تشابه
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: resemblaunce obsolete
ریشهشناسی
From Anglo-Norman resemblance, from Old French, morphologically resemble + -ance.
اسم
- جمع
- resemblances
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
شباهت، همانندی، همسانی، تشابه
The quality or state of resembling; likeness or similarity.
There is a strong resemblance between the two sisters.
شباهت زیادی بین این دو خواهر وجود دارد.
مترادفها: likeness، similitude، similarity
نمونه مشابه، تصویر یا چیزی که شبیه است
That which resembles or is similar; a representation or likeness.
The painting is a close resemblance of the original.
این نقاشی شباهت زیادی به اصل دارد.
تشبیه، مقایسه
A comparison; a simile.
He drew a resemblance between the two events.
او بین این دو رویداد تشبیهی به کار برد.
احتمال، شباهت به واقعیت
Probability; verisimilitude.
The narrative bears a resemblance to probability, and was deemed plausible by the jury.
این روایت به احتمال شباهتی دارد و از نظر هیئت منصفه محتمل تشخیص داده شد.
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه resemblance را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.