دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی influential به فارسی

با نفوذ، تأثیرگذار، قدرتمند

بریتانیایی: /ˌɪn.fluˈen.ʃəl/ آمریکایی: /ˌɪn.fluˈen.ʃəl/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Medieval Latin influentiālis, from influentia + -ālis.

صفت

صفت تفضیلی
more influential
صفت عالی
most influential
۱.

با نفوذ، تأثیرگذار، قدرتمند

Having or exerting influence.

John Lennon was a very influential person in music.

جان لنون شخص بسیار تأثیرگذاری در موسیقی بود.

مترادف‌ها: swayful

اسم

جمع
influentials
۲.

شخص با نفوذ، فرد تأثیرگذار

A person who has influence.

The influentials in the community supported the project.

افراد با نفوذ جامعه از پروژه حمایت کردند.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه influential را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.