دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی research به فارسی
پژوهش، تحقیق، کندوکاو، کاوش، تفحص
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Early Modern French rechercher, from Old French recerchier, meaning to examine closely.
اسم
- جمع
- researches
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
پژوهش، تحقیق، کندوکاو، کاوش، تفحص
Diligent inquiry or examination to seek or revise facts, principles, theories, applications, etc.
The research station that houses Wang and his team is outside Lijiang.
ایستگاه پژوهشی که وانگ و تیمش در آن هستند در خارج از لیجیانگ قرار دارد.
مترادفها: investigation، exploration، examination، study، inquiry، scrutiny
یک مورد یا قطعه پژوهش
A particular instance or piece of research.
The scholar presented a research on the causes of the famine.
دانشمند پژوهشی درباره علل قحطی ارائه کرد.
فعل
- سومشخص مفرد
- researches
- وجه وصفی حال
- researching
- گذشته ساده
- researched
- اسم مفعول
- researched
پژوهیدن، پژوهش کردن، تحقیق کردن، بررسی کردن
To search or examine with continued care; to seek diligently.
They researched the effects of cigarette smoking.
آنها روی اثرات استعمال سیگار تحقیق کردند.
تحقیق کردن، پژوهش کردن
To make an extensive investigation into.
I am researching into Hamedani words.
دارم دربارهی واژههای همدانی پژوهش میکنم.
دوباره جستجو کردن
To search again.
He researched the document for errors.
او سند را دوباره برای یافتن خطاها بررسی کرد.
در تحقیقات بازار پاسخ خاصی دریافت کردن
To receive a certain response in market research.
The ad researched well among young adults.
این آگهی در میان جوانان بازخورد خوبی داشت.
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه research را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.