دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی reciprocal به فارسی
دوسویه، دوطرفه، متقابل
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin reciprocus, possibly from reque proque (back and forth).
صفت
دوسویه، دوطرفه، متقابل
Of a feeling or action: mutual, uniformly felt or done by each party towards the other.
They agreed to extend reciprocal privileges to each other's citizens.
آنان توافق کردند که به شهروندان یکدیگر امتیازات متقابل بدهند.
مترادفها: mutual، two-way
معوض، در ازای چیزی
Done, given, or felt in return.
She is hoping for a reciprocal favor.
او به لطف متقابل چشم دوخته است.
دوسویه (در دستور زبان)
Expressing mutual action, applied to pronouns and verbs.
A reciprocal pronoun.
ضمیر دوسویه.
متقابل، وارون (در ریاضی)
Used to denote different kinds of mutual relation, often with reference to the substitution of reciprocals.
The reciprocal function is defined as f(x)=1/x.
تابع متقابل به صورت f(x)=1/x تعریف میشود.
اسم
- جمع
- reciprocals
معکوس، وارون، متقابل عدد
The number obtained by dividing 1 by another given number; the multiplicative inverse.
The reciprocal of 4 is 0.25.
متقابل عدد ۴ برابر است با ۰.۲۵.
مترادفها: multiplicative inverse
ساختار دوسویه (در دستور زبان)
A construction expressing mutual action.
In English, 'each other' is a reciprocal.
در انگلیسی، 'each other' یک ساختار دوسویه است.
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه reciprocal را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.