دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی mutual به فارسی
متقابل، دوسویه، دوطرفه
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: mut. abbreviation؛ mutuall obsolete
ریشهشناسی
From Middle French mutuel, from Latin mūtuus.
صفت
- صفت تفضیلی
- more mutual
- صفت عالی
- most mutual
متقابل، دوسویه، دوطرفه
Having the same relationship, each to each other.
They were mutual enemies.
دو دشمن متقابل بودند.
مشترک، دوجانبه
Collective, done or held in common.
Mutual insurance.
بیمهی تعاونی.
مترادفها: shared
دوطرفه، متقابل
Reciprocal.
They had mutual fear of each other.
از یکدیگر ترس متقابل داشتند.
مترادفها: reciprocal
مشترک، مشاع
Possessed in common.
They had been introduced by a mutual friend.
توسط یک دوست مشترک معرفی شده بودند.
تعاونی، همیاری
Owned by the members (relating to a company, insurance or financial institution).
The members of the mutual insurance company share in the profits and elect the managers.
اعضای شرکت بیمهی همیاری در سود شریکند و مدیران را انتخاب میکنند.
اسم
- جمع
- mutuals
صندوق سرمایهگذاری مشترک
A mutual fund.
She invested in a mutual.
او در یک صندوق سرمایهگذاری مشترک سرمایهگذاری کرد.
سازمان تعاونی، شرکت همیاری
A mutual organization.
The mutual paid dividends to its members.
شرکت تعاونی به اعضای خود سود پرداخت کرد.
دنبالکنندهی متقابل در شبکههای اجتماعی
Either of a pair of people who follow each other's social media accounts.
We are mutuals on Twitter.
ما در توییتر دنبالکنندهی متقابل هستیم.
مترادفها: moot
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه mutual را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.