دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی reciprocate به فارسی

معامله به مثل کردن، مبادله کردن

بریتانیایی: /rɪˈsɪp.rə.keɪt/ آمریکایی: /rɪˈsɪp.rə.keɪt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Latin reciprocatus, from reciprocus (back and forth).

فعل

سوم‌شخص مفرد
reciprocates
وجه وصفی حال
reciprocating
گذشته ساده
reciprocated
اسم مفعول
reciprocated
۱.

معامله به مثل کردن، مبادله کردن

گذرا

To exchange two things, with both parties giving one thing and taking another.

The two countries reciprocated pledges of friendship.

دو کشور به همدیگر قول دوستی دادند.

۲.

متقابلاً پاسخ دادن، جبران کردن

گذرا

To give something in response, especially a feeling or action.

He is sad because his love for her is not reciprocated.

او محزون است چون عشق او نسبت به آن دختر دوطرفه نیست.

۳.

دارای حرکت متناوب (به پس و پیش یا بالا و پایین) کردن، پیستونی کردن

ناگذرا

To move backwards and forwards, like a piston.

The sewing machine's needle was reciprocating up and down.

سوزن چرخ خیاطی متناوباً بالا و پایین می‌رفت.

۴.

متقابلاً پاسخ دادن، تلافی کردن

ناگذرا

To counter, retort or retaliate.

When they insulted him, he reciprocated with a harsh retort.

وقتی به او توهین کردند، او با یک پاسخ تند تلافی کرد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه reciprocate را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.