دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی rebel به فارسی
شورشی، یاغی، عصیانگر
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
مدخل ۱
ریشهشناسی
From Old French rebelle, from Latin rebellis, meaning waging war again.
اسم
- جمع
- rebels
شورشی، یاغی، عصیانگر
A person who resists an established authority, often violently.
A group of rebels defied the general's orders and split off from the main army.
گروهی از شورشیان از دستورات ژنرال سرپیچی کردند و از ارتش اصلی جدا شدند.
سرباز جنوبی (در جنگهای داخلی آمریکا)
Synonym of Confederate: a citizen of the Confederate States of America, especially a Confederate soldier.
The Rebel soldiers held the line near the river as dusk fell.
سربازان Rebel خط دفاعی را در نزدیکی رودخانه حفظ کردند در حالی که غروب فرا میرسید.
مدخل ۲
ریشهشناسی
From Old French rebeller, from Latin rebellō, meaning to wage war again.
فعل
- سومشخص مفرد
- rebels
- وجه وصفی حال
- rebelling
- گذشته ساده
- rebelled
- اسم مفعول
- rebelled
شورش کردن، یاغی شدن، عصیان کردن
To resist or become defiant toward an authority.
The people rebelled against the tyrants.
مردم بر ستمگران شوریدند.
مترادفها: defy
متضادها: obey، submit
واژههای مرتبط
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه rebel را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.