دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی reassignment به فارسی
تغییر واگذاری، واگذاری مجدد
بریتانیایی: /ˌriːəˈsaɪnmənt/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From re- + assignment.
اسم
- جمع
- reassignments
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
۱.
تغییر واگذاری، واگذاری مجدد
The act of reassigning; a second or subsequent assignment.
The employee requested a reassignment to a different department.
کارمند درخواست تغییر واگذاری به بخش دیگری را کرد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه reassignment را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.