دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی reassign به فارسی
دوباره تعیین کردن، دوباره محول کردن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: re-assign
ریشهشناسی
From re- + assign.
فعل
- سومشخص مفرد
- reassigns
- وجه وصفی حال
- reassigning
- گذشته ساده
- reassigned
- اسم مفعول
- reassigned
دوباره تعیین کردن، دوباره محول کردن
To assign again or anew.
The offending employees were reassigned after the incident.
کارمندان خاطی پس از حادثه دوباره تعیین شدند.
واژههای همرده: unassign، reallocate، redistribute
بازپس دادن، بازگرداندن (چیزی که قبلاً محول شده بود)
To transfer back what was previously assigned.
The manager reassigned the task to the original team.
مدیر وظیفه را به تیم اصلی بازگرداند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه reassign را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.