دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی reasoning به فارسی
استدلال، دلیل و برهانآوری
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
اسم
- جمع
- reasonings
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
استدلال، دلیل و برهانآوری
The process of drawing conclusions or making inferences through logical thinking.
His reasoning for the decision was based on the available data.
استدلال او برای این تصمیم بر اساس دادههای موجود بود.
نتیجهی استدلال، اثبات
A result or product of reasoning; an argument or proof.
Her reasoning helped us understand the complex problem.
استدلال او به ما کمک کرد تا مشکل پیچیده را درک کنیم.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه reasoning را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.