دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی reasoning به فارسی

استدلال، دلیل و برهان‌آوری

بریتانیایی: /rɪːznɪŋ/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

اسم

جمع
reasonings
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

استدلال، دلیل و برهان‌آوری

The process of drawing conclusions or making inferences through logical thinking.

His reasoning for the decision was based on the available data.

استدلال او برای این تصمیم بر اساس داده‌های موجود بود.

۲.

نتیجه‌ی استدلال، اثبات

A result or product of reasoning; an argument or proof.

Her reasoning helped us understand the complex problem.

استدلال او به ما کمک کرد تا مشکل پیچیده را درک کنیم.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه reasoning را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.