دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی reallocate به فارسی
تخصیص مجدد دادن، دوباره اختصاص دادن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From re- + allocate.
فعل
- سومشخص مفرد
- reallocates
- وجه وصفی حال
- reallocating
- گذشته ساده
- reallocated
- اسم مفعول
- reallocated
تخصیص مجدد دادن، دوباره اختصاص دادن
To allocate a resource to another person or purpose.
I want to reallocate some of my money from stocks to bonds.
میخواهم بخشی از پولم را از سهام به اوراق قرضه تخصیص دهم.
مترادفها: redistribute
دوباره تخصیص دادن
To allocate again.
Appending items one at a time reallocates every time.
اضافه کردن آیتمها یکییکی هر بار تخصیص مجدد انجام میدهد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه reallocate را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.