دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی progressive به فارسی
پیشرو، پیشرفتگرا، مترقی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: prog. abbreviation؛ prog clipping
ریشهشناسی
From Middle French progressif, from Latin prōgressīvus.
صفت
- صفت تفضیلی
- more progressive
- صفت عالی
- most progressive
پیشرو، پیشرفتگرا، مترقی
Favouring or promoting progress; advanced.
a progressive politician
یک سیاستمدار پیشرو
متضادها: regressive، conservative، reactionary
تدریجی، پیشرونده، متوالی
Gradually advancing in extent; increasing.
progressive changes
تغییرات پیاپی
لیبرال، آزادیخواه
Liberal.
progressive policies
سیاستهای لیبرال
مربوط به آموزش پیشرو
Of or relating to progressive education.
a progressive school
یک مدرسه با روش آموزشی پیشرو
تصاعدی (مالیات)
Increasing in rate as the taxable amount increases.
The country implemented a progressive tax system.
کشور یک سیستم مالیات تصاعدی را اجرا کرد.
پیشرونده، وخیمشونده
Advancing in severity.
progressive paralysis
فلج پیشرونده
متضادها: non-progressive
استمراری
Continuous.
"he is working" is progressive
«او دارد کار میکند» استمراری است.
اسم
- جمع
- progressives
آدم پیشرفتگرا، مترقی
A person who advocates for progress and reform.
He is known as a progressive leader.
او به عنوان یک رهبر پیشرفتگرا شناخته میشود.
عضو حزب مترقی
A member of a progressive party.
He is a member of the Progressive Party.
او عضو حزب مترقی است.
شام پیشرونده (نوعی مهمانی)
Clipping of progressive dinner.
We are going to a progressive tonight.
امشب به یک شام پیشرونده میرویم.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه progressive را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.