دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی program به فارسی

برنامه، مجموعه‌ای از فعالیت‌های ساختاریافته

بریتانیایی: /ˈprəʊ.ɡræm/ آمریکایی: /ˈproʊ.ɡræm/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: programme UK

In US, program is the only spelling. In UK, programme is used except for computer code, where program is common. Canada uses both, Australia prefers program, New Zealand prefers programme.

ریشه‌شناسی

From French programme, from Late Latin programma, from Greek programma, meaning a written public notice.

اسم

جمع
programs
شمارش‌پذیری
countable
۱.

برنامه، مجموعه‌ای از فعالیت‌های ساختاریافته

A set of structured activities; a plan of action.

Our program for today's exercise class includes swimming and jogging.

برنامه‌ی امروز کلاس ورزش ما شامل شنا و دویدن است.

واژه‌های خاص‌تر: curriculum

واژه‌های هم‌رده: agenda، schedule

۲.

برنامه‌ی نمایش، جزوه‌ای که اطلاعاتی درباره‌ی یک نمایش یا رویداد ارائه می‌دهد

A leaflet listing information about a play, game or other activity.

The program consisted of ads for restaurants and the credits of everyone connected with the play.

برنامه شامل تبلیغات رستوران‌ها و اسامی همه‌ی کسانی بود که با نمایش مرتبط بودند.

مترادف‌ها: playbill

۳.

برنامه، اهداف اصلی یک حزب سیاسی یا نامزد

سیاست

A set of principal goals supported by a political party or candidate.

The socialist party's program includes universal healthcare.

برنامه‌ی حزب سوسیالیست شامل مراقبت‌های بهداشتی همگانی است.

مترادف‌ها: platform

۴.

برنامه‌ی تلویزیونی یا رادیویی، نمایش

پخش

A performance of a show or other broadcast on radio or television.

Tonight's program was hosted by Johnny Carson.

برنامه‌ی امشب توسط جانی کارسون اجرا شد.

مترادف‌ها: show

۵.

برنامه‌ی کامپیوتری، نرم‌افزار

رایانه

A computer program.

The program runs on both Linux and Microsoft Windows.

این برنامه هم روی لینوکس و هم روی ویندوز مایکروسافت اجرا می‌شود.

مترادف‌ها: application، computer program

۶.

روش کار، طرز فکر خاص

عامیانه

A particular mindset or method of doing things.

Get with the program!

خودت را با برنامه هماهنگ کن!

۷.

فهرست سفارشی آهنگ‌ها

موسیقیرایانه

A custom tracklist.

Program playback allows playing tracks in a custom order.

پخش برنامه‌ای امکان پخش آهنگ‌ها به ترتیب سفارشی را فراهم می‌کند.

فعل

سوم‌شخص مفرد
programs
وجه وصفی حال
programming، programing
گذشته ساده
programmed، programed
اسم مفعول
programmed، programed
۸.

برنامه دادن به، برنامه‌نویسی کردن برای

گذرارایانه

To enter a program or other instructions into a computer or other electronic device.

He programmed the DVR to record his favorite show.

او دستگاه DVR را برنامه‌ریزی کرد تا برنامه‌ی مورد علاقه‌اش را ضبط کند.

۹.

برنامه نوشتن، کدنویسی کردن

گذرارایانه

To develop software by writing program code.

I programmed a small game as a demonstration.

من یک بازی کوچک به عنوان نمایش برنامه‌نویسی کردم.

۱۰.

برنامه‌ریزی کردن، در برنامه قرار دادن

گذرا

To put together the schedule of an event.

Mary will program Tuesday's festivities.

مری جشن‌های سه‌شنبه را برنامه‌ریزی خواهد کرد.

۱۱.

برنامه‌ریزی پخش کردن

گذراپخش

To schedule the programming; to determine what will be broadcast.

The network programs a variety of shows in the evening.

شبکه برنامه‌های متنوعی را در عصر پخش می‌کند.

۱۲.

تنظیم کردن، برنامه‌ریزی کردن برای رفتار خودکار

گذرا

To cause to automatically behave in a particular way.

The lab rat was programmed to press the lever when the bell rang.

موش آزمایشگاهی طوری برنامه‌ریزی شده بود که وقتی زنگ به صدا درآمد، اهرم را فشار دهد.

اصطلاح‌ها و عبارت‌ها

programer (or programmer)

۱۳.

(کامپیوتر و غیره) برنامه نویس

رایانه

A person who writes computer programs.

She works as a programmer for a tech company.

او به عنوان برنامه‌نویس برای یک شرکت فناوری کار می‌کند.

عبارت‌های مرتبط

programer (or programmer)
(کامپیوتر و غیره) برنامه نویس

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه program را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.