دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی prohibit به فارسی
ممنوع کردن، قدغن کردن، منع کردن، نهی کردن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin prohibeō, meaning to fend off or prevent.
فعل
- سومشخص مفرد
- prohibits
- وجه وصفی حال
- prohibiting
- گذشته ساده
- prohibited
- اسم مفعول
- prohibited
ممنوع کردن، قدغن کردن، منع کردن، نهی کردن
To forbid, disallow, or proscribe officially; to make illegal or illicit.
The restaurant prohibits smoking on the patio.
رستوران سیگار کشیدن در ایوان را ممنوع کرده است.
مترادفها: ban، disallow، forbid، proscribe
جلوگیری کردن، مانع شدن، بازداری کردن
To prevent or hinder something from happening.
Lack of money prohibits the completion of the project.
فقدان پول مانع اتمام طرح است.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه prohibit را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.